دختر مو فرفری
چند شب پیش خواب دیدم که انگاری دانشجوام ولی خوابگاه دانشگاه همین خوابگاه محل کارمه (من عسلویه کار میکنم و اینجا تو خوابگاه زندگی میکنم) قرار بود شب عموم با خانواده بیاد خوابگاه و من نگران این بودم که توی این محیط چه جوری راهش میدن و چه برخوردی میخاد بکنه. صحنه بعدی عموم تو خوابگاه بود و اتاق بغلی من رو گرفته بودن و من رو هم راه نمیدادن اتاقشون، میگفتن کرونا داری (که البته واقعن داشتم). تصمیم گرفتم برم دانشگاه. صحنه بعدی پشت لپ تاپ تو سایت دانشگاه بودم یه دختری جلوم نشسته بود لپ تاپش باز بود و داشت با خودش ور میرفت، من به روی خودم نیاوردم، کارش که تموم شد گفتم یه چیزی بپوش اینجا آدم زیاد رد میشه. ازم اسمم رو پرسید و منم بهش گفتم، موهای نارنجی رنگ فر داشت که روی صورتش ریخته بود، پوست سفید و اندام لاغرش من رو خیره کرده بود، حس عجیبی داشتم، انگار دوس دارم بیشتر بشناسمش. سر صحبت باز شد و ازم محل خوابگاه و رشته تحصیلی رو پرسید. فکر کردم که بهش بگم بریم بیرون صحبت کنیم که زنگ خونه رو زدن و از خواب پریدم. دفعات کمی میشه که حسرت بیدار شدن رو بخورم اما این یکی از اون دفعات بود.