سوسکهای چندش آور
یه بارم خواب دیدم که شغلم پرورش سوسکه. با اینکه میدونستم کار چندشیه و توی خواب هم وضعیت چندش آوری داشتم اما قبول داشتم که کارم اینه. تو یه اتاق سفید بودم با روپوش سفید که در و دیوارش پر از سوسک بود. خیلی زیاد. کیپ تا کیپ سوسک وایساده بود. سوسکهای قهوه ای تیره بزرگ. نکته حال به هم زن تر قضیه این بود که سر و روی خودمم پر از سوسک بود. حتی داخل لباسام. دست میکردم داخل لباسم و مشت مشت سوسک درمیاوردم و میریختم بیرون. با همون وضع از خواب بیدار شدم و تا چند لحظه حالم بد بود.